حكيم فريد الدين
2
طب فريدى ( فارسى )
غبيرا لعاب او با گلاب ليپ كردن دافع درد سر است اكليل الهلك با سركه پيخة دافع درد سر گرمست ماميثا با سركه ضماد كردن نيز غرب عصارهء ورق او ضمادا و دو درهم شربانيز - جفت بلوط با گلاب ضمادا دافع درد سر است - ساج چوب او سحق كرده با گلاب يا به آب سرد ضمادا - كمونى عصارهء او ضمادا روغن بنفشه قطور كردن در پنير دافع درد سر است - قشر بيخ بنفشه نصف مثقال خوردن انزروت با صندل هموزن ليپ كردن بر پيشانى و شقيقه دافع درد سر است - شفتالو شگوفه او با روغن گل ضماد كردن بنفشه بوئيدن و نوشيدن و ضماد كردن و شراب او نوشيدن و روغن او بوئيدن و در بينى كشيدن و ضماد كردن دافع درد سر است و مطبوخ او با بابونج بر سر ريختن دافع درد سر است كافور و صندل با گلاب ضماد كردن و با آب كاهو به قدر دو جو سحوط كردن در بينى دافع درد سر است نيلوفر بوئيدن و ضماد كردن و جوشندهء گل او در آب بر سر ريختن و دهن او بوئيدن و در بينى كشيدن و شكوفهء او با سركه ضماد كردن و آب مقطر او نوشيدن دافع درد سر است - صندل سفيد و سرخ با گلاب و سركه اندك نوشيدن و ضماد كردن و دو جز صندل با يك جز انزروت ضماد كردن بر جبه دافع درد سر است - برگ انگور - و ريشهاى او و عصارهء آن مفردا و يا مركبا و شربا و ضمادا استعمال كردن دافع درد سر است - شاه چينى سائيدهء او بر مس اخضر با گلاب و سركه ماليدن اندرون بينى و ضماد كردن بر هر دو شقيقه و پيشانى دافع درد سر است - اسبغول با سركه و گلاب ضماد كردن و خوردن با شربتهائى مسكن و جع دافع درد سر است كشنيز خشك سه درم به مثل آن شكر صفوف كرده خوردن دافع درد سر است گشنيز ، سبز عصارهء آن ليپ كردن بر سر دافع درد سر است - بيد عصارهء برگهائى او ضماد